شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى

316

المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )

و آب هرقطعه دريا مانند كوهى بزرگ بر روى هم قرار گرفت . ( * 29 ) - أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى : ( موسى پاسخ داد : خداى ما كسى است كه ) همه موجودات عالم را نعمت وجود بخشيده و سپس به راه كمالش هدايت كرده است . آيهء 50 سورهء 20 ( طه ) ( * 30 ) - إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ : ما هرچه آفريديم به اندازه ( و بر وفق حكمت و مصلحت ) آفريديم . آيه 49 سورهء 54 ( القمر ) ( * 31 ) - امتزاج جواهر سماوى و ارضى : مقصود وجود آدمى است كه روح او جوهر آسمانى و جسم او جوهر خاكى است و از آميختگى روح و جسم آفريده شده است . ( * 32 ) - نقاوه : برگزيده - منتخب . ( * 33 ) - وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى . . . : و ما آنها ( فرزندان آدم ) را بر بسيارى از مخلوقات خود برترى و فضيلت بخشيديم . آيه 70 سوره 17 ( الاسراء ) . ( * 34 ) - ز جوهر كم و كيف و متى . . . : جوهر : اصل و خلاصه هرچيز ، آنچه قائم به ذات باشد . ، مقابل عرض در اين بيت مقولات نه‌گانه عرض ذكر شده است . جده : يكى از مقولات عشر . و آن به تعريف اكثر منطقيان اسلام ، عبارت است از احاطهء چيزى به چيز ديگر ، به‌نحوى كه محيط و محاط باهم منتقل شود ، مانند متلبّس بودن و موزه در پاى داشتن . اما تعريف دقيق آن ، اين است كه جده عبارت از بودن چيزى چيز ديگر راست . مانند بودن علم يا شجاعت احمد را . اين مقوله را اگر به دارنده نسبت دهيم " داشتن " است و اگر به داشته شده نسبت دهيم ، از آن كسى يا چيزى بودن ( - ملك و له ) . ر ك : فرهنگ اصطلاحات منطقى : دكتر محمد خوانسارى خواجه نصير الدين طوسى درباره " جده " چنين گفته است : " و ديگر مقوله جده و ملك و له است . و اين هرسه نامهاى اين مقوله است . و آن